روستای گوشه
روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیای است 
قالب وبلاگ
نويسندگان

  ریشه نام «بختیاری» در اسناد تاریخی


 

 

معنی بختیاری

      کلمه «بختیاری» را دهخدا از نظر معنای لغوی به نیک بختی . اقبال . (ناظم الاطباء). خوشبختی . سعادت . همراهی دولت .تمول و  اقبال معنی نموده :

زیادت بخت باد از بختیاری       که پشتیوان پشت روزگاری 

گر افکنْد بر کار تو بخت نور        من از بختیاری نیم نیز دور.

نظامی

و «بختیار» را صفت مرکب با معانی زیر ذکر می نماید :

   « بختمند.بختور. بخت آور. دولتی . حظی . بخت جوان . (آنندراج ). سعید. خوشبخت . (ناظم الاطباء). دولتمند. مجدود. خوش طالع. مبخوت . بخیت . فیروزبخت . (از شعوری ). مقبل . نیک اختر. خجسته روزگار. جوان بخت ».

      این لغتنامه همچنین در شرح کلمه «بختی» به نقل از شرفنامه(شرفنامه بدلیسی -امیر شرف خان بدلیسی - تاریخ مفصل کردستان) نوشته است :

  « بختی . [ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از عشایر کرد. بنا بروایت شرفنامه ، کیش یزیدی در میان بسی از طوایف کرد، از آن جمله قسمتی از عشایر بختی و محمودی و دنبلی انتشار داد. (از کرد و پیوستگی نژادی او ص 131).»

و نهایتا در شرح « ایل بختیاری » تشریح نموده که :

 «  بختیاری . [ ب َ ] (اِخ ) نام ایلی است در ایران که میان اصفهان و شوشتر مسکن دارند. ایل بختیاری در ابتدای مشروطه خدمت به آزادی ایران کردند. (فرهنگ نظام ). نام طایفه ای که در پائین اصفهان و خوزستان منزل دارند و بیشتر آنها صحرانشینند. (ناظم الاطباء). قوم بختیاری محل و مکان معینی از قدیم الایام تا چند سال اخیر نداشتند و ییلاق و قشلاق میکردند و در مکانهای مختلف مانند فارس و خوزستان رفت وآمد داشتند، اکنون در همان محلهای سابق خود خانه ساخته و منزل نموده و زراعت می کنند. دو ایل در بختیاری موجود بوده است : چهارلنگ و هفت لنگ . این اقوام بیشتر در چهارمحال اصفهان و رامهرمز و شوشتر و دزفول وقلعه تل مال امیر (ایذه ) و باغ ملک و مسجدسلیمان سکنی دارند. (جغرافیای غرب ایران ص 83). هفت لنگ شامل 55 تیره و چهارلنگ دارای 24 تیره است و در حدود 400 هزارتن جمعیت دارد و برخی آنانرا منسوب به طوایف باکتریال و باختریان دانسته اند. و رجوع به سردار اسعد و کرد و پیوستگی نژادی او ص 8 و 58 و تذکرةالملوک شود.»

 

     نام بختیاری در تاریخ       

     مطابق اسناد موجود اولین بار نام «بختیاری»  در سال 730 هجری قمری در تاریخ گزیده حمداله مستوفی در کنار نام 27 طایفه دیگر بدینگونه مطرح شده است :

       «... در سنه خمسمائه(500 ه.ق) قریب صدخانه (حدود100 خانوار) کرد از جبل السماق شام (منطقه ای واقع در غرب شهر حلب نزدیک  مرز  سوریه و ترکیه امروزی) به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود به لرستان آمدند و در خیل (ایل) احفاد (فرزندان و خویشان نزدیک) محمد خورشید که از وزرا بودند نزول کردند، بر سبیل رعیتی ، بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود.... در عهد او (اتابک هزارسف که پس از سال 550 ه.ق. به اتابکی رسید) ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند. چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابیطالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف متفرق چون : استرکی ، مماکوبه ، بختیاری، جوانکی و بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند ، بوازکی ، شوند (شنوند) ، زاکی (راکی) ، جاکی ، هارونی ، آشکی (استکی ) ، کوی ، لیراوی ، ممویی ، یحفومی ، کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدانی ، مدیحه ، اکورد (کورد) ، کولارد و دیگر قبائل که انساب ایشان معلوم نیست. »

           85  سال بعد  منتخب التواریخ معینی در سال 816 هجری قمری نیز با متنی کم و بیش مشابه از طایفه « بختیاری » چنین یاد کرده است :

       « .. پس در سنه خمس  و خمسمائه قریب صد خانه وار عرب از جبل السماق  شام بیامدند و داخل رعایا لرستان شده خود را به خیل (ایل) محمد خورشید که وزیر نصیرالدین محمد بود بستند ، پیشوای این صد کس ابوالحسن فضلوی نام داشت ...او (هزارسف) قایم مقام پدر شد و به ایام دولت خود دارالاسلام «مال» (مال امیر) را دارالسلطنه ساخت و چنان معمور گردانید که رشک بهشت و نمونه ارم شد ، چنان که از هر جایی اصول و فحول (مردان و خانوارهای کارآمد) هر قوم و قبیله متوجه آن ممالک گشتند. از جمله قومی بسیار و حشمی بی شمار از جبل السماق شام بیامده بودند ، مثل گروه عقیلی از نسل عقیل ابن ابیطالب و جمعی هاشمی از نسل هاشم بن عبدمناف و دیگر طوایف متفرقه از هر جای و هر مملکت ، چنانکه : آسترکی ، مماکویه، بختیاری ،یندانی،کمانکشی، مماسنی، زلکی و امثال ذلک بیامدند که اگر متعرض شرح هر یک از اینها گردیم اطناب یابد و ...»

      حدود ۲۰۰ سال بعد از انتشار دو سند مذکور نام «بختیاری »مجددا در سال ۱۰۰۵ هجری قمری در شرفنامه بدلیسی (امیر شرف خان بدلیسی - تاریخ مفصل کردستان) با استناد به تاریخ گزیده حمدالله مستوفی و با مطالبی کم و بیش مشابه آن تکرار شد .

      محققان و پژوهشگران تاریخی معتقدند تنها دو رده عشایری (عقیلی و هاشمی ) از جبل السماق شام به شیوه کوچندگان ، در دو دسته بزرگ به همراه اموال و دام های خود به جمع طوایف لر پیوسته اند و علاوه بر آنها طوایف متفرقه بسیاری از هر منطقه و ایالتی به قلمرو هزارسف در لر بزرگ در قسمت بختیاری امروزی پیوستندو لذا بختیاری ها و دیگر رده های ایلی نامبرده در اسناد مذکور همانگونه که امروزه نیز مرسوم است از لرهای محلی همان منطقه بوده اند که در حال جابجایی بوده و از ابواب جمعی سرپرستی ایلی در منطقه عشایر نشین به ابواب جمعی سرپرست ایل محمد خورشید پیوسته اند.از جمله شواهد و مدارک تاریخی صحت این موضوع به موارد زیر اشاره می کنند:

      ۱ - وجود سنگ نبشته ها و حجاری های اطراف ایذه متعلق به دوران الیمائی های قبل از اسلام.

      ۲- وجود واژه های «آ» و «کی » در پیشوند اسامی سرپرستان و فرماندهان بزرگ در شجره نامه های قبل از آن تاریخ و همچنین ادامه تاریخی این پیشوندها در تاریخ اساطیری کهن قبل از میلاد مسیح در حکومت پیشدادیان « آفریدون » و کیانیان « کی خسرو» و ...

      ۳- وجود نام بختیاری پس از سال ۵۵۰ هجری قمری جز رده های پراکنده لرها در قلمرو لر نشین.

 

رده بندی سنتی در ساختار اجتماعی ایل بختیاری

 

ردیف

رده بندی

تعریف و توضیح

1 خانوار کوچکترین واحد تجمع انسانی شامل افراد خویشاوند یا بسیار نزدیک
2 مال کوچکترین مجتمع مسکونی عشایر کوچنده متشکل از چند خانوار (2 تا 10)که در پهنه صحرا و مرتع با مشخصه سیاه چادر که در یکجا ساکن شده اند با فرماندهی «سرمال» با نام کوچکش (مانند مال کا برزو - کا پیشوندی برای توده های فرمانبر ایل در برابر کِی)
3 اولاد رده های کوچک خویشاوندان نزدیک متشکل از دهها خانوار ساکن در یک یا چند روستا همسایه با جمعیتی بین 50 تا 150 خانوار با فرماندهی «ریش سفید». اولادان خاطی ای که دارای اختلافات درونی حل ناشدنی باهم باشند مجبور به ترک اولاد خود و زندگی عشایری بصورت «هُمسا» یا «خالوخَرزا» در کنار طایفه دیگری می شوند
4 تَش زیرتیره های خویشاوند نزدیک هر طایفه ساکن در منطقه ای مشخص در کنار یکدیگر که دارای تاریخ ، فرهنگ و نیای مشترک اند. ترک های قشقائی این واژه را «بُنکو» می نامند. تش مرز گروه خویشاوندان نزدیک با تیره است. در ایل های 6 رده ای هر تش به چندین اولاد تفسیم می شود و در ایل های 5 رده ای هر تیره خود به چندین اولاد تفسیم می گردد، معمولا ایل های 6 رده ای(ایل بختیاری) نسبت به ایل های 5 رده ای(ایل بویراحمد کهگیلویه)دارای سوابق تاریخی بیشتر و کهن تری هستند 
5 تیره زیرشاخه های طایفه در دسته های بزرگ مستقل خویشاوند با ریاست «کدخدا» بعنوان واحدی سیاسی و اداری طایفه که تصمیمات ان از سوی شورای سرپرستان تیره به طایفه ابلاغ و از انجا به اطلاع سرپرست کل می رسد. کدخداها نماینده کلانتراند و قدرتشان بستگی به تعداد خانوارهای تابعه آنها دارد. در بویراحمد کدخداها و کلانترها را «کِی» می نامندو این واژه در بین آنها موروثی بوده و بعنوان پیشوندی در اول اسامی ذکور این رده(کی دُهراب یا کی زَریر) بکار برده می شود
6 طایفه رده هائی از یک تبار با تاریخ ، فرهنگ ، زبان و مرزهای مشترک درونی که سرپرستی ان را «کلانتر» بعهده دارد.قبل از قاجار در ایل بختیاری از واژه «آ» و در ایل بویر احمد از «کِی» بجای کلانتر استفاده می کردندو چون این واژه مختص فرزندان ذکور بود زنان انها را با لقب «بی بی» صدا می کردند. طایفه از پیوند تیره ها با یکدیگر تشکیل می گردد.
7 باب اتحاد سیاسی -نظامی چندین طایفه همسایه در یک محدوده طبیعی مشخص
8 قسمت رده بندی ای  که در دوران صفویه و برای سهولت در جمع اوری مالیات ها باب شد  
9 ایل اجتماع بزرگی از گروه های هم فرهنگ منسجم جمعیتی در قلمرو جغرافیایی  به هم پیوسته با مرزهای طبیعی و سیاسی شناخته شده مورد تایید همسایگان با رهبری «خان» یا «ایلخان» . تا سال 1342 سرپرست هر ایل را «خان» و با قدرت ترین آنها را که یک منطقه وسیع و پرجمعیت عشایری را سرپرستی می کرد «ایلخان» می گفتندو این واژه در پیشوند نام ایل نیز ذکر می گردید. قبل از رواج واژه های ترکی - مغولی خان و ایلخان از واژه « خِیل» برای ایل و «سرخِیل» و «آ» برای سرپرست ایل استفاده می شد.

تطبیق ساختار رده بندی ها در هفت لنگ و چهارلنگ 

 

هفت لنگ

چهارلنگ
(طایفه محمدصالح)

چهارلنگ
(طایفه ممیوند)

طایفه

طایفه

طایفه

تیره

تیره

تیره اول

تش 

تش 

تیره دوم

اولاد

اولاد

تیره سوم، کوُ

مال

مال

جَرغِه ، دسته

خانوار

خانوار

خانوار

 

جدول رده های قدرت در ایل بختیاری

رده اجتماعی

رده قدرت

رده سنتی قدرت

ایل 

خان ، ایلخان

آ        کِی

قسمت

خان

آ        کِی

باب

کلانتر

آ        کِی

طایفه

کلانتر

آ        کِی

تیره

کلانتر کوچک ، کدخدا

آ        کِی

تش

ریش سفید بزرگ(انتخابی)

کا

اولاد

ریش سفید کوچک(انتخابی)

کا

مال

سرمال

کا

خانوار

رییس خانوار(انتخابی)

کا

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۸/٢۳ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیار ی است که درچند کیلومتری شهر ناغان می
صفحات دیگر
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم
فونت زيبا ساز