روستای گوشه
روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیای است 
قالب وبلاگ
نويسندگان

اشعار عامیانه از دل شاعرانی برآمده که هرگز ادعای شاعری نداشته اند.بی سواد بوده اند واز طبقه ی پایین .اما اشعارساده ای سروده اند ارزنده ودلنشین .به گفته ی صادق هدایت ! حس هنر وزیبایی در انحصار طبقات عالی و تربیت شده نیست ٬نابغه های ساده ای نیز وجود دارند که در محیط های اپتدایی تولد یافته احساسات خود را بی تکلف با تشبیهات ساده به شکل آهنگ ها و ترانه های عامیانه بیان میکنند گاهی به قدری این کاررا ماهرانه انجام می دهند که اثر آنها جاودانه میشود






درباره ی اینگونه اشعار و ترانه ها که ز دیر باز توسط شاعران گمنام وبه مناسبت های مختلف در طی سالیان دراز سروده و سینه به سینه نقل شده و تا زمان ما پیش آمده است .

تقسیم بندی انواع شعر مردمی بختیاری

تقسیم بندی چنین اشعاری بیشتر میتواند بر پایه ی مضممون استوار باشدو از نظر قالب شعر مورد نظر قرار نیم گیرد چرا که تنوع قالب شعری در اینگونه اشعار دیده نمی شود مثلا قالب غزل ٬قصیده ٬ ترکیب بند و... که در شعر رسمی ملاکی برای انواع شعر شده است در شعر مردمی بختیاری ملاک نیست ولی از آنجایی که در اینگونه اشعار مضمون عامل افتراق مهمیست ما نیز انواع شعر عامیانه ی بختیاری را با توجه به مضمون چنین می آوریم:

۱-حماسی یا شوخی (شبیخون)

این اشعار معمولا در وصف جنگها و حماسه های دلاوران قوم است که خوانندگان این ابیات را با لحنی خاص خوانده و افراد جنگجوی قوم را جهت نبرد آماده می کرده اند .

۲-عاشقانه

این ابیات که گل سر سبد شعر عامیانه ی بختیاری است از دلهای سوخته و عاشق مردمان با احساس برون تراویده و خواستگاهش جز دلی عاشق و دردمند نمی تواند باشد . عشق پاکی که با مرز یشق الهی و حقیقی چندان فاصله اش نیست چرا که :"عشق لر خدایی خدا ادونه "خوانندگان ٬!این ابیات را با ملودی های شلیل ٬دی بلال ٬(هفت لنگی)٬یار یار و دی گل (چهار لنگی)به شیوه ای نغز و دل انگیز میخوانند .

۳-گاه گریو یا گوگریو

که بهترتیب به معنای گاهی گریستن و گفتن و گریستن است ٬در شعر مردمی بختیاری از جایگاه خاصی برخوردار است زنان و مردان خوش ذوق و دلسوخته از مرگ و داغ عزیزان خود ٬از دیرباز به سرایش این گونه اشعار پرداخته و با نوایی حزن انگیز میخوانند این ابیات را که در فارس معادل نوحه و سوگ سرود است "دندال و دمدال "نیز می گویند.

۴-برزیگری

این نوع ابیات توسط برزیگرانی که در گرمسیر مانده و ایل و طایفه اشان به سوی سردسیر کوچیده بود سروده شده است و آنچنان احساس خود را با بیانی زیبا با داس و گندم در میان نهاده اند که دل هر شنونده ی بختیاری زبان را متاثر می سازد

۵-صیادی (شکاری یا سر کهی )

اشعار و ابیاتی که صیادان در کوه برای خود از زبان بز و پازن و دیگر حیوانات شکاری و همچنین تفنگ و غیره زمزمه می کرده اند .


+ نوشته شده در ساعت توسط سارا امانی بابادی | یک نظر
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی همه میینشینند. من اگر برخیزم تو اگر برخیزی...
نمی دانم از کجا شروع شده است که هی یک عده بیایند فقط حق ما را بخورندو ما فقط دست روی دست تماشا کنیم یا به جای جلو ی این حق خوری ها را گرفتن به جان هم می افتیم و هر ده تایمان می شود صد تا!هر روز نفاق و جدایی بینمان بیشتر می شود و آن روحیه ی همکاری و وحدتی که از بارزترین خصوصیاتمان بود کم رنگ و کم رنگ تر میشود . شاید تقصیر این سهمیه های دولتی باشد !!! با کمی دقت در میابیم که آنجاهایی که خواستگاه سرزمین بختیاری نام گرفته اند همه به نحوی درگیر محرومیت و عوام زدگی شده اند یا به صورت دیگر همه به نوعی وابسته به حمایت های دولتی مانند کمیته امداد و سازمان بهزیستی و جیره خوار کوپن شده اند


شاید هم دولت فکر میکند به این طریق دارد جبران فداکاری های بختیاری ها در اعصار مختلف را می کند! اما نه حق بختیاری از این نظام و دولت ها بیشتر از این حرف هاست در واقع اینهایی هم که تعلق میگیرد همان سهمی ست که هر ایرانی از نفت ملی اش (نه نفت دولتی!) خواه نا خواه باید دریافت کند

و اما بحث آنجاست که ما باید افتخاراتمان را باز پس گیریم ٬ باید کسی تضمین کند که حقوق ما ارا میشود ٬ باید کسی به یاد کسان دیگ بیاورند که سالهاست دندان بر روی جگر میگذاریم و دم بر نمی آوریم ٬سالهاست که سر ما را همه جوره با مفاهیمی گرم کرده است که حتا برای ما قابل هضم نیستند ٬ فرهنگ هایی را به خورد ما و بچه های ما می دهند که جا پای فرهنگ خودمان می گذارد . چرا کسی به یاد نمی آورد روزگاری ما تعیین کننده ی سرنوشت مملکت بودیم ؟ چرا کسی به یاد نمی آورد روزگاری مگر با حمایت بختیاری دولت ها حق مردم را ادا می کردند؟چرا به یاد نمی آورند آنجایی را که بختیاری با تمام قوا برای پایان دادن به استبداد صغیر چه سرداران فدا کرد و چه فداکاری ها از خود نشان داد٬چرا به یاد نمی آورند اولین زمزمه های مشروطیت از خاک بختیاری برخواست و امروز میدان آزادی را در تهران بنا می کنند و مشروطه خواهی را به به نام کسانی مصادره می کنند که از مسببان استبداد قجرها بودند!!!چرا فراموش کرده اند که این خاک برای تامین قسمت های بسیار زیادی از آب مناطق دیگر دست و دلبازی کرده است و نفتی که از اولین روز فورانش در منطقه بختیاری صد سال می گذرد و در این صد سال آن را دریغ نکرده است . چرا همه ی اینها به مسلخ نام عده ای خاص می روند و نام نام آوران این عرصه ها حذف می شود ؟!و ما برای باز گفتن آین حقایق باید دست ئ دلمان بلرزد !!!

بر هیچ کس پوشیده نیست که تنها عاملی که باعث تحریک دیگر قوای مشروطه خواه شد ٬ حرکت سردار اسعد با سپاهی از سواران بختیاری از این سرزمین به طرف اصفهان و سپس تهران بود که بقیه را نیز جرئت بخشید و ترغیب کرد تا علیه استبداد شورش کنند ٬ اما همواره دست هایی در کار بوده اند که این نقش ها را کم رنگ کنند و نام بختیاری را از مشروطیت محو کنند ٬ چرا هیچ کدام از دستگاههای مروج فرهنگ و تاریخ امان سعی نکردند در این مورد ابهام زدایی کنند و زوایای تاریک این گوشه از تاریخ بختیاری را که با تاریخ ملت پیوند خورده است را روشن کنند ؟؟؟

حتا آنجایی که در کتاب های درسی تاریخ چند خطی از قیام بختیاری ها علیه محمد علیشاه قلم زده بودند را حذف کردند و چند خطی دیگر به قیام تبریزی ها و تعرف و تمجید از ستارخان و باقرخان اضافه کردند تا بار خیانتشان افزوده شود

پروفسور گارثویت در جایی از خاطراتش در سفر به بختیاری از سردار اسعد به عنوان پدر انقلاب مشروطیت نام می برد در حالیکه تاریخدانان ما مشروطیت را قسمتی از ارثیه ی پدری مقامات بالای کشوری امان می دانند!!!

ای کاش بختیاری هم دلسوزی داشت تا به جای مجسمه ی فلان آیت الله ٬ بر تارک میدان ها و نام فلان شیخ و خان دروغین بر خیابان ها کسی به فکر نصب مجسمه ی سردار اسعد بر میدانی اقلا در تبار خودش می افتاد . یا کسی به یادنمی آورد که سردار مریم بختیاری (خواهر سردار اسعد٬ هر دو فرزندان حسینقلی خان ایلخانی) تنها زنیست در دنیا که نشان افتخار از نخست وزیر آلمان دریافت کرده است آن هم به پاس حمایت اش در جریان جنگ جهانی دوم از آلمانها . اما آیا امروز نامی از صدها نام آور بختیاری در تاریخی که به منصه ظهور رسانده اند وجود دارد ؟ باید به حال بختیاری گریست که امروز چنان بازیچه ی تصمیم گیری های دولتی شده است که دارد رو به افول می گذارد

امروز بختیاری نیازمند همدلی ست ٬ نگذاریم پیشینه امان را از ما بگیرندو با الفاظ ساختگی و القاب سیاست مدارانه سرمان را گرم کنند . نگذاریم جوانانمان را معتاد افیون کنند تا دیگر افتخارات قومی اش مهم جلوه نکنند و بندی که به گردنمان آویخته اند را به هر سو بکشند .

این مهم نیازمند یاری هم تباران عزیزمان است . همه ی همتبارانی که دستی در مسائل دولتی دارند نیاز است امروز صدای دادخواهی بختیاری را بشنوند نه اینکه فراموش کنند بختیاری بوده اند و به هر کجا که برسند باز هم اولین افتخارشان نام بختاریست

آرزو داریم سر دیاری بختیارینه
 
هنوز هم جاری هستیم
هنوز هم میتوان آوای لطیف آهی گلهای دختران لچک ریالی مینا به سر حور چشم پری روی را از زبان چشمه ساران شنید
هنوز هم میتوان طنین واگرد نوای حزن گاه گریو گیسو بریده زنان سوگوار و کوبش دهل و نواخت ساز سوگ رادر نابهنگام غروب آستاره ای را از زبان مافگه شنید
هنوز هم میتوان آوای غمگنانه ی در فراق سوخته برزیگرانی که نوا در نوای کبکان ز یار و دیار زمزمه سر میدادند را از زبان سنگ چین خرمنگاه شنید
هنوز هم حماسه ی سرداران جاریست و می توان صدای چکاچک شمشیرها و خروش سواران و فریاد تفنگها و غرش توپها و شیهه اسبان را از قله ی کلنگ چین شنید

آری می توان شنید

اگر باشد گوشی

آری میتوان گریست

اگر باشد چشمی

اگر باشد اشکی !

آری هر قوم و ملتی که دیرینه ی فرهنگی خود را به فراموشی سپارد ناخواسته اسیر فرهنگهای دیگر میگردد

 

[ ۱۳٩٠/۸/٢٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیار ی است که درچند کیلومتری شهر ناغان می
صفحات دیگر
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم
فونت زيبا ساز