روستای گوشه
روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیای است 
قالب وبلاگ
نويسندگان

پـَـ نه پَــ!

رفتیم بلیت لندن بگیریم، زنه می گه سیاحتیه؟

می گم پـَـ نه پَــ، زیارتیه می خوام برم امامزاده سید ریچارد!

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد می گه دنبال قبر کسی می گردین؟


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۳٠ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

داراب افسر بختیاری

شعرلری


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۳ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

      

    فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز 

داراب افسر بختیاری از جمله شاعرانی  است که در سرودن اشعار به زبان فارسی و گویش لری بختیاری بقدری متبحر و استادانه عمل نموده که ملک شعرای بهار  را وادار به اذعان این حقیقت نمود که :« کاری که فردوسی در زبان فارسی کرد  افسر در زبان بختیاری انجام داده‌است» .


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۳ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

  ریشه نام «بختیاری» در اسناد تاریخی


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۳ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

داستان لری


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۳ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

بِنیَر به مال و مردم که دیه صفا نمنده

همه سون ز ویر بُردن که یه روزی عهد بستن

هه ایلاق اِنشستن مِنِ یَه بُهون اَفتو

بُگُ ای پیای ایلُم کُجِنه بونگِ تُفنگِت

توبیوسی خال دل همئ شیر اولی بو

تو ز نسل سوز طوبی مِنِ عرش ریشه داری

تو بَیوقدر خُمونِه زیو و اُ پشت بدونیم

په بیو که اَو نریزیم زیو واُپشت به چاله

مُو زِ نسل آسونم ، لچکم ستاره دوزی

یه پیاله نور هر صُحوایخُرم ز مشکِ اَفتو

مُو زِ‌نسل رود و دریا ، تو ز طافه آسمونی

مُو جُومم جریر موجِه وُ نسیم کَوشِ پامِه

به کُرِ خروش دِریا ایر سِه موفهت پُشتُم

به زلالیت و خروشیت اِدی هِی طنابه چَشمه

تو خته ایربَیشنی، سَرتِه به عرش اِساهی

اِتَری ار که بِخوی تو، بِرَسی به حُونه اَفتو

لری یا بلوچ و کردی و اَیَر که بختیاری

وایکیم براور، همه زاده یه خاکیم

مِنِ  جانماز سینه به خدا ، خدا نمنده

زکُهی چی اشترونکه دیدی عاقوت وُرَستن

گَله مونِه بردِه غارت شونمونه هم گِرِه خَو

کُجِنِه خروش غِیرت، کُجِنِه چنگِ پِلنگت

نومِته عوض مَکن دی تو بَیوه و صَحنعلی بو

سی چی به هوای کَندن مِنِ دَس تیشه داری

که ز طافه افتو و مهُ و زِ نَسل آسمونیم

تونِ به او شیردات و تونِ «احمدفداله»

مو گِلین سوز دشتُم پُر زِ گِلای روزی

مُو به غیرِ چشمه پاکی بِخدا که نه نِهم لَو

تو بلند سرفرازی سی چه قدر خُت نَدونی

مُو بَوِم یه سَرو سوزِه،دُهدَرِ بهار دامِه

دل آسمون ایشنه هَنی نَعرِه و قُنِشتُم

توایشنی سرو نازه که خدای ناز و نَشمِه

اُسُ صُحو زی چی اَفتو پر نور و ایدراهی

تو ز ذره کمتری مَر که بِمَهنی تار چی شَو

غرَوی چه فرق داره سی چی هی دَتگ ایدراری

سی ولات پاکَ ایرون، بخداوند هِلاکیم

[ ۱۳٩٠/۸/٢٢ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

متن شعر طنز لری "خر مش غلام"


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢٢ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

سرزمین من

به سرزمین شیرهای سنگ شده خوش آمدید


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢٢ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

فهرست سایت های بختیاری


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

ایل بختیاری ایل آریایی / ایل اصیل


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

مختصری پیرامون شعرمردمی بختیاری


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

اشعار عامیانه از دل شاعرانی برآمده که هرگز ادعای شاعری نداشته اند.بی سواد بوده اند واز طبقه ی پایین .اما اشعارساده ای سروده اند ارزنده ودلنشین .به گفته ی صادق هدایت ! حس هنر وزیبایی در انحصار طبقات عالی و تربیت شده نیست ٬نابغه های ساده ای نیز وجود دارند که در محیط های اپتدایی تولد یافته احساسات خود را بی تکلف با تشبیهات ساده به شکل آهنگ ها و ترانه های عامیانه بیان میکنند گاهی به قدری این کاررا ماهرانه انجام می دهند که اثر آنها جاودانه میشود


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/٢٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

 

 

سازشناسی موسیقی بختیاری کَرنا کَرنا از قدیمی ترین سازهای جهان است که نامش در اکثر کتیبه های تمدن کهن جهان، به چشم میخورد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۱٧ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

سایه ات گر قدمـــــی بـــــر لب دریـــا زده بود

موج دریـــــا به تماشـــــای تو در جا زده بود

صبحدم صیـــــت تو پیچید به صحرا چو نسیم

عطر گیســـــوی تــــو بر دامن صحرا زده بود

می چمیــــدی به چمــــن مست چو آهوی خُتَن

ماتـــــش آئینــــه ی دل محـــو تماشا زده بود

نور در نور شــــد از بارقـــه ات دشت و دمن

اهـــــرمـــــن زانـــو مگر پیـش اهورا زده بود

سیـــــب آسیــــب نـزد بـــــر یم حیثیّت خـویش

تاج گـــــل بـــــر شـــــرف آدم و حـوّا زده بود

حاصلـــی جز عـرق شرم مگر داشــت به روی

هر کسـی طعـــــنه به ســـودای زلیخا زده بود

کاش بودی که ببیـنی که چــه خون شد دل من

غم علَـــــم بر دل مـــــن در شــب یلدا زده بود

با تـــــو می شد سپـری گر شب من تا به سحر

جِقـّــــــه ام بیـــــرق خـــود را به ثریّا زده بود

عقـــــل در کلّـــــه ی خــود داشت اگر مفتی ما

آستیـــــن را بـــه تـــــولای تـــــو بالا زده بو

[ ۱۳٩٠/۸/۱٧ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]



شعری از پژمان بختیاری خطاب به چرچیل!!



شعر جالبی است،از هر نظر که بخواهم راجع به آن حرف بزنم.چند بیتی از آن را انتخاب کرده ام که امیدوارم مورد پسند همتباران و تمام دوستداران ایران عزیز قرار بگیرد.




ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۱٧ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

به افتخار همه خوبان
به افتخار اونی که میدونی هیچ وقت نمی تونی بهش زنگ بزنی ولی بازم دلت نمیاد شمارشو از تو گوشی تلفن همرات پاکش کنی
به افتخار دریا که ماهی گندیدشو دور نمی ریزه
به افتخار اونی که باخت تا رفیقش برنده بشه
به افتخار سیم خاردار که پشت رو نداره
به افتخار عقرب که تن به خاری نمیده
به افتخار اونایی که درد دل همه رو گوش می دن ،اما معلوم نیست خودشون کجا درد دل میکنن

[ ۱۳٩٠/۸/۱٦ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

علی مردان خان بختیاری

[ ۱۳٩٠/۸/۱٢ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

چی کــُـنار کـــِل  رَه مـَــنـــد م  تــِهــنــا            بــَـرد خــُـورون  روزگار کــِــردومـِــه  دولا

نــَــه  تــَـشی نــَــه  چـــاله ای نه هُــمـدُ ر نگی   کــَـس نیا  کــَــس نـــیـــره  کــَـس نیده  دُ نـــگی

بیو  بریم  زه  مال  بـــِدر  یه چی  بگوم  سیت

شَـــور   کـــشیـــن  سی   کــُــشـتــنِت  مـــو چه کـُــنـــُم   ســیــت

شیر دلی ، با غیرتی ، پروا  نداری              تو ز پاکی مِــنه  ایل همتا نداری

به  بـــازفت نر وی ره خا کـِـلونه                          لباسات گـــَـرت ا گـــِرن  فابا  گِرونه

تیات  چراغ  سایپا  قدت  چی لک  چندار     هر وقت که  زنگ  بت  زنم  تند گوشینه وردار

یه تاری زه میت  بــِــد م سی بند گوشی                تش نها  مینه دلم پیام  دوشـیــت

یامات یـکی یـکی دلـُـم کـُـنِــن  شــــــاد       ز تیام عـزیـز تــری کــه ز م کـــُـنی یــاد

قــد بلـــند تــیا قـشـنـگ آسـتاره مالـی مُــو چــونــو به فــکـــرتـــُم تــــو بی خیالی

جُـــور  پـــژو 405 بــــه رنگ  یـاسی

تـیه کـــال و قــد شـــلال  چـــه بـــا کــلاسی

تــُک تــُک  حـــرسا  تـیـات  تـش و نــــد  بــه جُــونــُم

                          مــُو تــُـونه تـــرک نیکــُـنـــُم همه کـِسُـنـُوم

بال بال بکن بیو سر زونیم

پیامی ایخوم بدوم سی  یار جونیم

پیامی بس برسون به یار دیروم

بس بگو مین دلمی تا که بمبروم

مو دلوم هر روز پسین گره خیالت

یه کلام سیم بنویس چطوره حالت

4 چوم چو چندله بالشتوم پر قو

[ ۱۳٩٠/۸/۱٢ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

گل اُوید به صحرا

مالُم اُوید بر ا فتو

ازنــُم به گاله

هرکه وابام اناله

       ا روُم به دشت و

به تک دو شِکالا

ا چکنُم تــُفنگـــُم

صدا بره به کوهها

بــِر وین به مالُم

بـُــگوین بیان به سَیلُم                     

ز شادی بوازن

 

چی کــَـوگ مست زارُم



[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

معنی نام کشورهای جهان    - و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده  




ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

چند کلام عاشقانه 2

الف  )

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

اگه تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم

بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی

روزا بفکر منی شبا پر از خواب منی

بذار خیال کنم تو دلتنگیهات

غروب که میشه به یاد من می افتی

[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

هر کُجه سَیل ایکونم ایای به ویرُم             ندوُنم غش بکنم یا سیت بمیرُم

****


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

شاد بودن، تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت.

ارنستو چه گوارا

شریف  ترین  قلبها  قلب کسی است  که  در آن اند یشه آزار کسی نباشد  .

اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده (شکسپیر)

  دوستی ،  ازدواج دو روح است و  در آن طلاق جایز نیست. (ولتر)

من  از عشق بدم می آید برای اینکه  یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

( مارک تواین )

یک  زن  چیزی جز شوهر نمیخواهد و لی وقتی که به  او رسید همه  چیز میخواهد. شکسپیر

عشق تنها  مرضی است  که  بیمار از آن لذت میبرد  افلاطون

سخن بزرگان

شاد بودن، تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت.

ارنستو چه گوارا

شریف  ترین  قلبها  قلب کسی است  که  در آن اند یشه آزار کسی نباشد  .

اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده شکسپیر

  دوستی ،  ازدواج دو روح است و  در آن طلاق جایز نیست. ولتر

من  از عشق بدم می آید برای اینکه  یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

( مارک تواین )

یک  زن  چیزی جز شوهر نمیخواهد و لی وقتی که به  او رسید همه  چیز میخواهد. شکسپیر

عشق تنها  مرضی است  که  بیمار از آن لذت میبرد  افلاطون

سخن بزرگان

[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست.
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید.
هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود.
وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.
مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید، "در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟"
پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد

[ ۱۳٩٠/۸/٥ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیار ی است که درچند کیلومتری شهر ناغان می
صفحات دیگر
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم
فونت زيبا ساز