روستای گوشه
روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیای است 
قالب وبلاگ
نويسندگان

[ ۱۳٩٠/٧/٢٦ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

[ ۱۳٩٠/٧/٢٦ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]
  1. پـوز پـــُر ِس*خطا نِـیکُــنِـه  Puz pores khata nikone  تفنگ دهن پرش خطا نمیکند
  2. پُــر پوســِســِه  Por puseseh  پرپوستش میباشد(یعنی این قیمت دیگر بالاترین است – آخرشه  چونه  نزن ),

پـَّرزیِنــِس* کــِِرد تــا  بِــِس نّـزّنِــه Pazines kerd ta bes nazane  او را با خار پوشاند تا گراز آنرا نخورد ( تا  معنی گراز نر  را  میدهد)

پّس مّنِده شیرِن ِ نیخُورُم  Pas  manden shiren nikhorom  پس مانده شیر را نمیخورم ( کنایه ازش کنایه از سرکش ومغرور بودن است

پـوسُـهِ درخـتـِنـِه رّنــدُم  Pose darakhtene random پوست درخت را تراشیدم

پِـیـشـِت اِیــگــُو اِیــخّــندِه        پــَّســـِت ایـــرهِ اِ یــبّـــنـــده  Pishet eigo eikhandeh paset eireh eibandeh

روبروی توکه باشد با تو بگووبخند دارد ولی پشت سرت هزار وصله ناجور بتو می بندد

پِـیـلِـتـِـه بِــِل مِن اّفتّو خُوت بِشین مِــیــن سا تِیـِه نّوُر دار Pilateh bel men aftao khot beshin mine sayeh  tiye navordar

پولت را در آفتاب بگذار وخودت در سایه بنشین وچشم از او برمدار

 

  • پیـلانِه درنِهـاد   Pilane dar nehad   پولهایش را گم کرد یا باخت
  • پـس صوه* خیلی دیره   Pas sovah khyli direh  پس فردا خیلی دیر است آش ولاشس کرد  Asho lashes kerd   اوراتیکه پاره کرد
  1. پـوسِـتِه قـلفـتی کِنُم    Pusete ghelefti kanom پوست ترا یکجا میکنم
  2. پـیا خُـوس ملــوُنِه Piya khos malavoneh مردخودش شناگر است

پــار ِ ن ِ خدا بیامُرزه  Paren khoda biyamorze پارسال راخدا بیامرزد* کنایه از کارگذشته دیگر

بازگشت ندارد

  1. پِـیایـل زِمُـفلـسی خوار ایبُون گُوسـنـدون زِلــَری Piyayal ze mofgesi khar eibun gusendoun ze lari
  2. مردان ز تهی دستی خوار میشوند وگوسفندان از لاغری
  3. پِـیا چـارُشـونِه خیلی سخته  Piya charshune khayli sakhte آنمرد چهارشانه خیلی محکم ودلیر است
  4. پِیشُونِیسّ ( پیش تیگس  )  خّیرِه     Pishunis khayreh   پیشانیش خیراست
  5. شــُکنید  بــِس     shoknied   bes    او  را  ترساند   ,   به او تشرزد

 

[ ۱۳٩٠/٧/۳ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

قلیونی راست بکنیم به  رسم  شاهی

بکشیم تا دم  صُحو  خومون  دوتایی

 شو  روز به  فکرتم  عاجز و  دلتنگ

 کور و  پیرو م  کردی سی نیزنی زنگ

شو  روز به  فکرسم ای بامحبت

نه  دنیا  وفا کنه  نه  مال  و  ثروت

دوست  شهری نیگرم وفا نداره

چی خط ایرانسلی بی اعتباره

مو  دلوم سی دیدنت  خیلی اناله 

 تو  به  دیر و  مو  به  دیر چه  فایده  داره 

چی اتوبوس اسکانیا هر دم  یه شهری

یه پیام سیم بفرشن مر زم  به قهری

سیچه  ناز ایکونی سوز تی خماروم

 درخواست  لیش مکن  دی زینه  دارم

 چی چویی مین  کتری هی ازنوم  قل

کردنوم  مین استکان  نانوم  جلو گل

  نه موبایلت خط ایده  نه  بم  زنی زنگ

پیامی سیم  بفرشن کم  بدرار دنگ

یه تفنگ  به  صد  فشنگ  ونم  به  شونوم

اسمته  خال  بزنم  سر استخونم

تی بره  پیامتوم  هی گوش به  زنگم

بی وفا یادم  بکن زت گله مندم

سایبونی راست  کنم  زه  خشت  جونم

ستونی زیرس زنم  ز  استخونم

 اسبم ذین  کردمه  بستم  قطاروم

 دشمن  پا  نیخوروم  تا  تونه  دارم

ز ای خدا مونه  بکش ز دست  بزگل 

نهلنوم  در بخوروم  به  دور درگل

نفت نریز کبریت  مزن  مو  خم    ایسوسوم

رمون  مند  به  دلوم  که  ریته  بوسوم

بشینم  اندکا  بازفت  ولاتم 

اسیر لو خندتم  مرده  تیاتم 

چوبازون  جمع  وابیدن  کردن  ذلیلــُم

کجنی برنو بلند  چوباز ایلــُم

 

 

دوستان عزیز نظر بدهید 

 

 

[ ۱۳٩٠/٧/۳ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

آسمون  بالا  سرم  گل  به  کنارم 

غم  دنیان  نیخوروم  تا  تونه  دارم

مو  چنو  ناراحتوم  افسرده  حالم

عکسته  ارسال  بکن  سر موبایلم

وردارم  چهار لیتر بنزین  یه  قوطی کبریت

تا  خومه  تش بزنم  ز  داغ  دیریت

غریوی بد  دردیه  دلم  ایبو  تنگ

مر زه  یادت  رهدمه  بم  نیزنی زنگ

چی کــُنار سر رَه  سایَم  تو  بیدی

تو  چطور دلت  ا ُوی مهر زُم  بریدی

خال گوشه  لوت  چی تک  گشنیز

هر کی که  کج  بت  نیشت  دست  نم  به  تشنیس

زردکوه  تونل  زنم  تونل شاهی  

 نشینم  رهنه  پاهم  تا  تو  بیایی

 پیامک  سیت  ازنم  جواب  چه  ایدی

زینه  هالوم  جا  زینه  حالوت  چندی سر ایدی ؟

مبایلت  سر کدت  صفا  به  بارت 

زینه  حالوت  چه خشکله  تش مینه  کارت

چی چرا  تش بگروم  چی نفت  بسوزم 

چی چویی مین  استکان  لوته  بووسم

خردمه  تیر کلاش خین وسته  جاری

بی وفا مسیج بده  مر مهر نداری

[ ۱۳٩٠/٧/۳ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

در روستای گوشه گروهی از شالوها نیز سکونت دارند که با فامیلهای جعفری ، عبدی و بختیاری شناخته می شوند و از نسل شخصی به نام  موسی فرزندکربلایی درویش پسر شنبه می باشند.
علاوه بر این گروهها  ، نیرفامیل ریسی قربانی  درگوشه سابقه سکونت زیادی دارند اگر چه تعداد زیادی از آنان در شهرهای خوزستان سکونت اختیار کردند اما هنوز تعدادی از آنان در این منطقه زندگی می کنند.
. بنای روستای ظلم آباد را به دوره حسین قلی خان ایلخانی نسبت می دهند. وی که با ناسازگاری اولاد ظهرابخان مواجه بود و اعتراضهای مردمی را به دنبال داشت ، گروهی از آنها را در این قسمت اسکان و تعدادی از آنها را نیز به چهار محال و لنجان نزدیکی مبارکه کوچ داد.
در چهراز آرامگاه امامزاده جعفر قرار دارد. بر اساس شجره نامه موجود در امامزاده ، وی با چهار واسطه به امام جعفر صادق (ع) می رسد که شرح آن چنین است: سید جعفر بن الحسین الجبلی بن عیسی الرومی الاکبر بن محمد الاکبر بن علی المرتضی بن امام جعفر صادق (ع).
این امامزاده شریف مکنی به ابوالحسین بوده که به جبل و قم مهاجرت کرد.بر طبق روایت « تاریخ قم» در ثلث آخر قرن سوم از قم به منطقه جبال مهاجرت کرده و در این محل ساکن گردید و متوفی شد.

کاربر محترم:

[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]


    ایران دوستی مرحوم پژمان بختیاری

اگر ایران به جز ویران ‌سرا نیست                 من این ویران ‌سرا را دوست دارم

اگر تاریخ  ما افسانه ‌رنگ است                       من این افسانه‌ها را دوست دارم

نوای  نای  ما گر جان ‌گداز است                   من این نای و نوا را دوست دارم

اگر آب و هوا یش دلنشین نیست                 من این آب و هوا را دوست دارم

به شوق  خار  صحراهای  خشک‌َش             من این فرسوده ‌پا را دوست دارم

من این دلکش زمین را خواهم از جان             من این روشن‌ سما را دوست دارم

اگر بر من ز ایرانی رود زور                        من این زورآزما را دوست دارم

اگر آلوده‌ دامانید، اگر پاک!                            من ای مردم، شما را دوست دارم


[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]

 

بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج  و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است.

 

سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصا تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.1

 

سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود آنکه ایل بختیاری از انگلیس ها حمایت می کرد به مخالفت با انگلیس ها پرداخت و با عده ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت. او پاره ای از خوانین جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود یار ساخت و در یورش های مداوم خود به انگلیس ها صدماتی وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد. او از سربازان و افسران آلمانی و سرکوب و قلع و قمع راهزنان کهگیلویه و کنترل خوانین کوچک استفاده نمود.2

 

قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.3

 

رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا اینکه پس از شکست بختیاری ها از روس ها و کشته شدن 58 نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید.4

 

جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس ها در طی قرارداد 1919 و کودتای 1299 همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای 1299 پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود.

 

سردار مریم بختیاری در سال 1316هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علی مردان خان در اصفهان به دستور رضاشاه، زندگی را بدرود گفت.5

۱- بختیاری، مریم: خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه (تهران، آنزان، 1382) ص21

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حبیب اله جعفری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روستای گوشه یکی از زیباتریین روستاهای استان چهار محال وبختیار ی است که درچند کیلومتری شهر ناغان می
صفحات دیگر
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم
فونت زيبا ساز